تبليغاتX
جک و عکس وموزیک و...
به یکی میگن چرا اینقدر CD یت خش داره ؟میگه : آخه آهنگای خوبشو علامت زدم

..........................................

فرق ژيان با ماشينهاي ديگه چيه؟ ماشينهاي ديگه فقط آدم رو مي‌برند، اما ژيان، هم آدم رو مي‌بره و هم آبروي آدم رو.

..........................................

یکی میره بالای درخت چنار بهش میگن اون بالا رفتی چکار؟میگه دارم توت میخورممیگن کره خر اون درخت ی چناره نه توت!میگه کره خر خودتی!توتها تو جیبمه

..........................................

یکی مي خواسته زير بارون خيس نشه ، هي جاخالي مي دادهده

..........................................

نوشته شده  توسط amir

|+| نوشته شده توسط aram در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385 و ساعت 1:51 | 

جک

گربه دستش به گوشت نميرسيد ميگفت عيبی نداره بجاش سويا ميخورم. ...........................................

يه مورچه عاشق دختر همسايه ميشه، بعد از يك هفته مي‌فهمه كه چايي خشك بوده

...........................................

 تاريخ تكرار مي شود: موفقيت در 4 سالگي يعني خيس نكردن شلوار موفقيت در 12 سالگي يعني پيدا كردن دوست موفقيت در 18 سالگي يعني داشتن گواهينامه موفقيت در 20 سالگي يعني امكان ازدواج موفقيت در 35 سالگي يعني پول داشتن موفقيت در 50 سالگي يعني پول داشتن موفقيت در 65 سالگي يعني امكان ازدواج موفقيت در 70 سالگي يعني داشتن گواهينامه موفقيت در 75 سالگي يعني پيدا كردن دوست موفقيت در 80 سالگي يعني خيس نكردن شلوار

..........................................

یکی. میره پرنده فروشی طوطی بخره یه جغد میکنن تو پاچش. میاد خونه بعد یه مدتی دوستش میاد پیشش میگه: طوطیت حرف هم میزنه؟ میگه: حرف نمیزنه، خوب دقت میکنه

..........................................

|+| نوشته شده توسط aram در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385 و ساعت 1:46 | 

شاد ی
 

وبراده ها * شاد بودن وشادزیستن یکی از روش های زندگی است که بعضی از هنرمندان آن را به کار می گیرند . برتون هیل * ما اغلب مدتها به درهایی که شادی را برما بسته است ، نگاه می کنیم ولی هیچ گاه کسی را که برایمان درهای شادی را می گشاید نمی بینیم .

هلن کلر * مال ومکتبی ندارم ، تنها سرمایه من روح شاد من است

هنری میلر * اگر اخمو و ترشرو باشید هیچ کس تمایل همنشینی با شما را ندارد پس شاد باشید و بر دیگران لبخند بزنید تا شما را در جمعیت خود بپذیرند

  نوشته شده توسط amir

|+| نوشته شده توسط aram در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385 و ساعت 1:5 | 

اگه نظر ندين ديگه مطلب بي مطلب!!Click here to visit the Emoticons Mail site
|+| نوشته شده توسط aram در جمعه نهم دی 1384 و ساعت 0:11 | 

كاريكلماتور

*      كاريكلماتور

*    محبت لغتنامه عشق است.

*    محبت تنها جوشكاري است كه به رايگان دل شكسته را جوش ميكند.

*    براي دلش لباس ضد حريق دوخت تا ديگر براي كسي نسوزد.

*    مغزم روي شعله دلم كباب شد.

*    آنقدر بادلم بازي كرد تا از دستش افتادو شكست.

*    هميشه غمگين ترين لحظات را عزيزترين كسانمان به ما هديه مي دهند.

*    از وقتي كه دلش شكست ازتمام سنگ ها متنفر شد.

*    دردرياي غم واندوه دست وپا ميزد كاش شنا كردن بلد بود.

*    گاه آنقدر در اعماق وجودم غرق مي شوم كه هرچه دست وپا ميزنم مشكل به سطح آن بر مي گردم.

*    آنقدر در چمانش نا اميدي  موج ميزد كه ساحل دلم پر از غم شد.

*    ميگفت غروروم را زيرپا نمي گذارم.راستي چرا غروروش خاكي بود؟!

*    بعضي ها را مار نيش مي زند وبعضي ها هم مثل مار نيش ميزنند.

*    گذشتم از گذشتم.

*    دوست آينه دوست است . من چرا اينگونه ژوليده ام؟!

*    سينه مالا مال درد است ... اي محتكر پولش رابه ده؟!

*    كلنگ از آسمان افتادو نشگست ، ما چرا سرشكسته باشيم؟!!

*    آنقدر دير به حرف هايم رسيد كه پليس جريمه اش كرد.

*    انقدر خودش را كوچك كرد كه ديگر اثري ازاو باقي نماند.

*    ازبس كه تنها بود سايش هم تنهايش گذاشت.

*    بعضي ها وقتي عرضي به مقامات ميرسانند جيب مقامات پر از ارز ميشود.

*    كسي كه از زندگي جلو مي زند به مرگ نز ديك تر است.

*    قلمي كه توند نويستر است زودتر ميشكند.

*    خودكشي تنها قتلي است كه قاتل ومقتولش يكي است.

*    براي انكه بخنديد افكارتان را قلقلك دهيد.

 

|+| نوشته شده توسط aram در جمعه نهم دی 1384 و ساعت 0:5 | 

طنز

ضد حال يعني چي؟


..


1-
سر سفره عقد عروس خانوم بگه نه
2-
روز آخر خدمت سربازي اضافه خدمت بخوري
3-
يك قدمي خط پايان مسابقه دو به زمين بيفتي و آخر بشي
4-
درس رو بلد نباشي و پنج دقيقه مونده به زنگ تفريح استاد اسمتو صدا كنه
5-
ضد حال يعني اينكه اين مطلب رو از قبل خونده باشي.

----------------------------------------------------------

ازفریدون ميپرسن شغلت چيه::
ميگه: يه اطلاعاتي هيچ وقت شغلشو لو نميده

-------------------------------------------------------------

يه آشغاليه مياد خونه فریدون زنگ ميزنه

ميگه آشغال داريد..فریدون خانمش صدا ميزنه ميگه خانوم آشغال داريد..

خانمه ميگه بعله

فریدون ميگه : بعله داريم نميخايم

------------------------------------------------------------

 تركه ريش بزي ميزاره دچار بحران شخصيتي ميشه

------------------------------------------------------------

يه روز رشتيه با يه تركه با يه امريكاي با يه آباداني با يه مكزيكي با من تصميم گرفتيم  تو رو سر کار بزاریم که گذاشتیم .

-----------------------------------------------------------

دوتامگس باهم ازدواج ميكنند،ماه عسل ميرن
دستشويي

-------------------------------------------------------------
يه مرده تو رستوران غذاش و مي زاره روي ميز و مي ره دستشويي براي اينكه كسي به غذاش دست نزنه يه يادداشت مي زاره كنارش كه كسي به غذاي من دست نزنه زيرش هم امضا مي كنه قهرمان بوكس. بعد مياد مي بينه غذاش نيست و جاش يه يادداشته كه نوشته: من غذات و بردم. قهرمان دو !

--------------------------------------------------------

ترکه میره مکه مردم طواف میکردند و لبیک می گفتند
جو میگیرتش فریاد می زنه وای خدا کشته شد

------------------------------------------------------------------

شيطون اكس ميزنه
مردم رو به راه راست هدايت مي كنه

------------------------------------------------------------ 

 

يه روز يه سوسكه مير توي چاه فاضلاب بعد ميگه منو اين همه خوشبختي محاله محاله

--------------------------------------------------------------

يك معلم به شاگردخودميگه باحالاجمله بساز شاگردميگه حالايارم بيادل دارم بيامعلم ميگه حالا يه صفر ميدم بروننت بيار

--------------------------------------------------------------

يه بار يه كلاغي رو درخت نشسته بود يه قالب پنير هم تو دهنش بود يه هو يه روباه از اون زير رد ميشد به كلاغه گفت عجب پري عجب رنگي چه صدائي يه دهن آواز بخون حال كنيم ..... كلاغه قالب پنيرو در مياره ميزاره زيره بغلش ميگه ب.ي.ل.ل.ا.خ
اين درسو كلاس دوم خونديم

-------------------------------------------------------------

يك نفر از تهران به مقصد بندرعباس با هواپيما پرواز مكندزمان پرواز به ساعت خودنگاه ميكند مبينه ساعت 8 است وقتي به بندرعباس ميرسد ميبند ساعت 8:15 است بعد به همسفري خودش ميگه اگر ميدونستم 15دقيقه راه است پياد مي آمدم

-------------------------------------------------------

يه روز دوجوجه تصميم ميگيرن باهم ازدواج كنن بزرگ كه شدن ديدن دوتاشونم خروسن

--------------------------------------------------------------

يه بار يه انگشتره ميره قزوين النگو بر ميگرده

--------------------------------------------------------------

يك روزيه گوسفنده مي خواسته خودكشي كنه ميگه دربست كشتارگاه

-------------------------------------------------------------

به مرغه ميگن چرا تو تخم نميزاري ؟
ميگه: آخه من نامزديم.

-----------------------------------------------------------------------

نظر یادتون نره Click here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail site Click here to visit the Emoticons Mail siteClick here to visit the Emoticons Mail site

|+| نوشته شده توسط aram در پنجشنبه دهم آذر 1384 و ساعت 23:35 | 

قالب برای بلاگفا
چگونگي  قرار دادان قالب:
هنگام ورود به بخش مديريت وارد قسمت ويرایش قالب شده ومحتويات داخل ان را پاك كرده ومتن زير را در آنجا كپي كنيد.

براي كامل شدن اين قالب شما بايد كار هاي زيررا انجام دهيد:
1- براي بخش موزيك  در وبلاگ بايد آدرس  موزيك (چه تصويري وچه صوتي)را در قسمتي كه نوشته "آدرس موزيك اينجابنويسيد"وارد كنيد مانند:http://www.music.com/boro(اين آدرس وجود ندارد.)
2- براي ايجاد لوگو  بايد در قسمت "آدرس وبلاگتو بنويس"ادرس مبلاگتو بنويسي (مانند:http://pesarekhoshtio.blogfa.com)ودر قسمت "آدرس عكسو اينجا بنويس "آدرس عكسي كه
   مي خواي  براي لوگوت انتخاب كني وارد كن(مانند: http://tinypic.com/fvy3k7.jpg)

|+| نوشته شده توسط aram در سه شنبه هشتم آذر 1384 و ساعت 20:58 | 

جک

تركه پسرشو ميگذاره دانشكده افسری، رفيقاش بهش ميگن: بابا اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتی دكتری، مهندسی چيزی ميشد،
تركه ميگه: آخه ميخوام وقتی درسش تموم شد باهم كلانتری باز كنيم!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: ای داد بيداد، باز امروز قراره يك زمينی بخوريم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره پيتزا فروشی، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: 2000 تومن. تركه يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: 1000 تومن. باز تركه يوخده با پولای جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن.
تركه دست ميكنه تو جيبش يك صد تومنی درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

از تركه ميپرسن: ببخشيد ساعت چنده؟ ميگه: والله تقريباٌ سه و خورده ای. ميپرسن: ببخشيد، دقيقاٌ چنده؟
ميگه: دقيقاٌ هفت و سی و يك دقيقه!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه با كايت ميكوبه به ساختمون بانك كشاورزی، 730 نفر كشته ميشن! ...البته از خنده!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه از طبقه صدم يه ساختمون میپره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. تركه هم رو كمربندش مينويسه: به زودی دراين مكان يك موبايل نصب خواهد شد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه رو داشتن به جرم قتل زنش محاكمه ميكردن، دادستان ميگه: سنگدل! تو وقتی داشتی زنت رو ميكشتی، ندای وجدانت رو نشنيدی؟!
تركه ميگه: نه والله! بس كه اين زنيكه جيغ و داد ميكرد مگه ميذاشت ما چيزی بشنويم؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

از تركه ميپرسن بنفش چه رنگيه؟ ميگه: قرمز ديدی؟! آبيش!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه داشته از تو جزيره آدمخورا رد ميشده،يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت میكنه با حال زار ميگه: ای خدا بدبخت شدم!يهو يك صدايی از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدی! اون سنگ رو از جلوی پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه،سنگ رو ميكوبه تو كلة رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابهجا ميميره، باقی افراد قبيله شاكی ميشن، نيزه به دست، شروع میكنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايی از آسمون مياد: خوب بندة من، حالا ديگه بدبخت شدی!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه يه تيكه یَخو گرفته بوده بالا، داشته خيلی متفكرانه بهش نگاه می كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكنی؟ تركه ميگه: ايلده ازش آب ميچيكه ولی معلوم نيست كجاش سوراخه!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميخ ميره تو پاش، نميتونه درش بياره،كجش ميكنه!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالای درختو؟! يارو هرچی فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ تركه ميگه بخاری! يارو كف میكنه، ميگه: باباجان بخاری زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولی تابستونا چه جوری بالای درختو گرم می كنه؟ تركه ميگه: بخاریِ خودمه دوست دارم بگذارمش بالای درخت!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه داشته راديو پيام گوش ميداده،گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بستهاست، راه انقلاب هم به امام حسين بستهاست...
تركه ميگه:باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هی قسم ميخوری؟!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه دو تا بلوك سيمانی رو گذاشته بوده رو دوشش،داشته میبرده بالای ساختمون. صابكارش بهش ميگه: احمق تو كه فرقون داری،چرا اينا رو ميگذاری رو كولت؟!
تركه ميگه: ايلده اون دفعه با فرقون بردم، اين ميلههاش پشتم رو اذيت می كرد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه می خواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره بقالی،میبينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علی با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست!
ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالی نداريد؟!! (فرستنده: امير22 )

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه ميگن با خرچنگ جمله بساز، ميگه:كره خر چنگ نزن!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

|+| نوشته شده توسط aram در چهارشنبه هجدهم آبان 1384 و ساعت 14:47 | 

BACK GROUND

 

 

نظر یادتون نره

|+| نوشته شده توسط aram در چهارشنبه هجدهم آبان 1384 و ساعت 14:42 | 

جک

تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمی زدند. زن تركه وقتی شب ميره بخوابه، يك يادداشت برای تركه می گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌می بينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چی شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه ميگن: با ابريشم جمله بساز، ميگه: هوا ابريشم خوبه!
تركه ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايی ميزنن درش ميارن!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تو تبريز حكومت نظامی بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركيو تو خيابون ديدی در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صدای گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختی رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره!
سربازه ميگه: ايلده قربان اين يك آدرسی پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ادعای ميغمبری ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوری كه نميشه! بايد بری چهل روز بشينی تو غار، تا از خدا برات وحی بياد. خلاصه تركه ميره، دو روز بعد با دست و پای شكسته و خونی مالی برميگرده! رفيقاش ميپرسن: چی شده؟!
تركه ميگه: ايلده ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه بيهوا مياد تو اتاق، خفه ميشه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

يك سری از دانشمندا داشتن روی مغز آدم تحقيق ميكردند، يك رياضی دان را انتخاب می كنند و بهش ميگن از يك تا پنج بشمر، اون هم سريع شروع ميكنه به شمردن: يك..دو..سه..چهار..پنج... بعد جراحيش ميكنند و نصف مغزش را در ميارن، و دوباره ميگن بشمر، اينبار يكم كندتر ميشمره : يك...دو...سه...چهار...پنج.... دوباره مغزش رو جراحی ميكنند و يك چهارم ديگش را در ميارن و ميگن بشمر، يارو آروم آروم ميشمره: يك...... دو...... سه...... چهار...... پنج..... دانشمندا شاكی ميشن، اين سری جراحی ميكنند، كل مغز يارو رو درميارن! وقتی بهوش مياد، بهش ميگن بشمر، يارو ميگه: بير...ايكی...اوچ...دورد...بش....التی....يدی!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه خودكارش تموم ميشه، ترك تحصيل ميكنه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

|+| نوشته شده توسط aram در یکشنبه پانزدهم آبان 1384 و ساعت 14:16 | 

جک

تركه ميره حرم امام رضا، ميگه:‌امام رضا قربونت برم، تو كه ضامن آهو شدی، ضامن من يابو هم بشو!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه سوار اتوبوس ميشه، ميره يك گوشه واميسته. راننده بهش ميگه: آقا اين همه صندلی خالی، چرا نميشينی؟
تركه ميگه: حالا صبر كن، دو دقيقه ديگه همين يك ذره جا هم پيدا نميشه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

از تركه ميپرسن شما تهرانی هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تو جزيره آدم‌خورا يك بابايی ميره ساندويچ فروشی، يك ساندويچ مغز سفارش ميده. ساندويچيه ميگه: ميشه 2 تومن. مرده عصبانی ميشه ميگه: يعنی چی؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پيش يك تومن بود! ساندويچيه ميگه: آخه اين مغز تهرونيه، بابا ‌بالاخره يك كلاس خاص خودشو داره. مرده هم ساندويچش رو ميخوره و چيزی نمی‌گه. هفته ديگه مياد دوباره يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه:‌شد 10 تومن! يارو خيلی شاكی ميشه، ميگه‌: بابا چه خبرته؟! ساندويچيه ميگه: آخه عزيز من،‌اين دفعه مغز رشتيه، كلی فسفر داره به جان تو! باز طرف چيزی نمی‌گه و پول و ميده و ساندويچش رو می‌خوره. هفته بعد دوباره مياد و يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه: ميشه 100 تومن! يارو ديگه پاك شاكی ميشه و ساندويچ رو می‌كوبه رو ميز داد ميزنه: بی انصاف!‌اين چه مسخره بازيه دراوردی؟!! ساندوچيه ميگه:‌آخه عزيز من،‌اين يكی مغز تركه،‌بايد 100 تا كله بشكنيم تا ازش يك ساندويچ دربياد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به يك تركه ميگن: 2*2 چند می شه؟ ميگه: 5 تا! می‌گن: برو بابا، 4 تا ميشه!
ميگه: آخه من از يه راه ديگه رفتم!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه زمين ميخوره، برای اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه با پسرش رفته بوده دزدی، پاسبونه می‌بينتشون. دوتايی ميزنند به چاك، پاسبونه هم می‌گذاره دنبالشون و داد ميزنه: كره خر!‌واستا!!
پسر تركه واميسته ميگه: بابا منو شناسايی كردن، تو برو!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره شكار خرگوش، صدای هويج در مياره!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه زنگ ميزنه خونه رفيقش ميگه: غضنفر! من لهجی دارم؟
رفيقش ميگه: آره!‌ميگه: پس گحط كن دوباره ميگيرم!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

|+| نوشته شده توسط aram در پنجشنبه پنجم آبان 1384 و ساعت 15:4 | 

BACK GROUND

نظریادتون نره

|+| نوشته شده توسط aram در پنجشنبه پنجم آبان 1384 و ساعت 15:3 | 

|+| نوشته شده توسط aram در پنجشنبه پنجم آبان 1384 و ساعت 14:54 | 

کامپیوتر زن است یا مرد؟

|+| نوشته شده توسط aram در پنجشنبه پنجم آبان 1384 و ساعت 14:48 | 

عضویت
سلام

امیدوارم حالتون خوب باشه

برای باخبر شدن ازبه روز رسانی وبلاگ و ارسال عکس وجک و... جدید ای دی زیرا اضافه کنید یا که در قسمت نظرات ای دی خودرا وارد کنید

با تشکر

id:pesarekhoshtio_blogfa

|+| نوشته شده توسط aram در پنجشنبه پنجم آبان 1384 و ساعت 14:41 | 

سیاش قمیشی
 آلبوم جدید سیوش قمیشی

۱-بوسه باد

۲-گریه کن

۳-پنجره

۴-تصورکن

۵-محبوب های شب

۶-هنوز

۷-یاد من باش

۸-بوسه باد(میکس)

نضریادتون نره

|+| نوشته شده توسط aram در پنجشنبه پنجم آبان 1384 و ساعت 14:27 | 

جک

عربه با دو تا خيار در دست ميره توی يك بقالی، ميگه:حاج آقا خيارشور داری؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بی زحمت اين دوتا رو هم بشور!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

يك بنده خدايی كله‌ش عين كف دست بوده، فقط دور تا دور به عرض 5 سانت مو داشته! خلاصه اين بابا ميره سلمونی، يارو ازش ميپرسه: چه مدلی بزنم قربان؟ ميگه: دورشو كوتاه كن، وسطشم تی بكش!!!
تركه ميره تو يخچال درو رو خودش ميبنده! بهش ميگن چيكار ميكنی مرد مؤمن؟ ميگه: ايلده ميخوام ببينم اين چراغش واقعاٌ خاموش ميشه يا نه؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه سرطان داشته، ميره مشهد خودشو با قفل و زنجير ميبنده به پنجرة فولادی و كليد رو هم قورت ميده، ميگه: تا شفا نگيرم نميرم! بعد يك ساعت خبر ميرسه كه تو حرم بمب گذاشتن، تركه يك كم دست و پا ميزنه، بعدِ يك مدت داد ميزنه: يا حضرت ابولفضل منو از دست اين امام رضا نجات بده!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره بقالی، ميگه: آقا نوشابه خانواده دارين؟ يارو ميگه: بعله. ميگه: به مجرد هم ميدين؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

از تركه ميپرسن چندتا بچه داری؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا!! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم mp3ش كردن!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه ساندويچ‌فروشی داشته، ‌يك روز يك بابايی مياد ميگه: ‌قربون يك ككتل بده، ‌فقط بی‌زحمت توش گوجه نگذار. تركه ميگه: آقا امروز گوجه نداريم، ميخوای خيارشور نگذارم؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه ميگن چند تا بچه داری ؟ ميگه 2 تا . می‌پرسن: كدومش بزرگتره؟ ميگه: خوب اوليش!‌

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌كبوتر، كلاغ، خر!
بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه!
ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدی پرواز كرد!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

تركه كنار يه چاهی وايساده بوده، هی ميگفته:‌سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكی از اونجا رد ميشده، می‌پرسه: ببخشيد قربان، می‌تونم بپرسم داريد چيكار می‌كنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش می‌كنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

نظریادتون نره   

|+| نوشته شده توسط aram در یکشنبه یکم آبان 1384 و ساعت 15:50 | 

گل
     

اینم چند عکس گل اگه نظر بدین بازم میزارم

|+| نوشته شده توسط aram در یکشنبه یکم آبان 1384 و ساعت 15:48 | 

I LOVE YOU
                                 
|+| نوشته شده توسط aram در یکشنبه یکم آبان 1384 و ساعت 15:35 | 

I LOVE YOU
|+| نوشته شده توسط aram در یکشنبه یکم آبان 1384 و ساعت 15:32 | 


...توجه**استفاده از مطالب اين وبلاگ فقط باذكر منبع در آخر مطلب مجاز است در غير اين صورت**

http://pesarekhoshtio.blogfa.com